تبليغاتX
وبلاگ شیعیان آخر الزمان
عمر بن سعد ملعون، پس از شهادت  امام حسین(ع) و یاران بزرگوارش دستور داد جسدهای پلید لشکریانش را دفن کنند؛ اما پیکرهای پاک، مطهر، بی­سر، برهنه و چاک چاک امام(ع) و یاران باوفایش بر زمین بماند. اما مدتی نگذشت که اجساد بی­سر و مطهر شهدا با حضور امام سجاد(ع) و با کمک مردم بنی­اسد شناسایی و به خاک سپرده شدند. متأسفانه در منابع کهن اسلامی، در روز و چگونگی دفن آن حضرت(ع) و دیگر شهدای کربلا، میان مورخان اختلافاتی وجود دارد.

روز دفن شهدا  

   مورخان در مورد روزی که اجساد مطهر شهدا دفن شده­اند اختلاف نظر دارند عده­ای روز یازدهم[1] و برخی دیگر هم روز سیزدهم محرم[2] را زمان دفن شهدای کربلا بیان کرده­اند. علما و مورخان اهل سنت، بالاتفاق بر این باورند که مراسم تدفین امام حسین(ع) و یارانش در روز یازدهم محرم سال شصت و یک هجری صورت گرفته است.[3] سرشناس­ترین مورخان شیعه نیز با اهل سنت، در این که روز یازدهم محرم زمان دفن شهدای کربلا توسط طایفه بنی­اسد است، موافقند. شیخ مفید در ارشاد و سید بن طاوس در لهوف و ابن شهر آشوب در المناقب از جمله بزرگانی هستند که این نظر را تأیید کرده­اند. از جمع روایات نقل شده در این کتب، چنین برمی­آید که دفن شهدا در همان روزی انجام گرفته که عمر بن سعد از کربلا خارج شد؛ یعنی روز یازدهم. در این صورت دفن شهدا در عصر آن روز صورت پذیرفته است؛ چرا که بنابر نقل تاریخ عمر بن سعد بعد از ظهر روز یازدهم راهی کوفه شده بود.[4] 

دفن شهدا  

 بنا بر برخی اقوال، پس از رفتن ابن­سعد و یارانش، جماعتی از بنی­اسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و چون آن بدنهای پاک و مقدس را به آن وضع دیدند دانستند که این بدنها، اجساد مطهر حسین(ع) و یاران اوست، پس صدا به شیون و زاری بلند کردند و در شب موقعی که ایمن از دشمن بودند بر امام حسین(ع) و یارانش نماز گذاردند و آنها را دفن نمودند. امام(ع) را در موضع فعلی آن و علی اصغر را پایین پای آن حضرت(ع) دفن کردند، قبری هم برای اهل بیت امام(ع) حفر نمودند و قبری نیز برای یاران امام(ع) در پایین پای حضرت(ع) در نظر گرفتند و آنان را در آنجا به خاک سپردند. بدن مبارک عباس(ع) را نیز در همان قبری که فعلاً قبر او شناخته می­شود و در همان جایی که به شهادت رسیده بود دفن نمودند.[5] اما بر پایه نقلی دیگر، «دفن شهدا برای بنی­اسد امکان پذیر نبود، زیرا آنان اهل روستاهایی بودند که در میدان نبرد شرکت نداشتند و بدون راهنمایی کسی که از همه آن شهیدان شناخت کامل داشته باشد قادر به شناسایی و دفن آنان نبودند به ویژه آن که سرهای شهدا را بریده بودند از این­رو دفن دقیق و همراه با شناخت شهدا بدون وجود راهنمایی آگاه، امکان پذیر نبود و از سوی دیگر با توجه به این باور که کار دفن امام(ع) را کسی جز امام(ع) نمی­تواند بر عهده بگیرد ناگزیر ما را به این مطلب می­رساند که این راهنما باید امام سجاد(ع) بوده باشد. اما این حضور باید به صورت خارق­العاده بوده باشد، چرا که ایشان در آن زمان در بند اسارت دشمنان به سر می­برد. با توجه به این گفته، برخی دیگر از مصادر شیعی چنین بیان داشته­اند که:    بنی­اسد در دفن شهدای کربلا، متحیر و سرگردان بودند، چرا که کوفیان بین سرها و بدنهای شهدا جدایی انداخته بودند و بدنها قابل شناسایی نبودند. در این هنگام امام سجاد(ع) به کربلا تشریف آوردند و آنان را در این امر یاری کردند. ایشان با یاری مردان بنی­اسد نخست پیکر مطهر پدر بزرگوارشان را پیدا کردند و پس از گریه زاری فراوان، آن را روی قطعه حصیری ­گذاشتند و به آرامگاه فعلی­اش آوردند؛ سپس اندکی از خاک محل دفن را کنار زدند قبری ساخته و پرداخته ظاهر شد. سپس امام زین­العابدین(ع)، دستها را زیر بدن مبارک امام حسین(ع) قرار دادند و فرمودند: «بسم الله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله صدق الله و رسوله ما شاء الله،و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.» آن گاه به تنهایی، بدن مطهر را در داخل قبر گذاشت؛ ایشان در حالی که دیگران را از کمک در تدفین امام(ع)، باز می­داشت فرمودند: «با من کسانی هستند که مرا یاری دهند.» وقتی حضرت(ع) بدن را در قبر نهاد صورت مبارکش را بر گلوی بریده ابی عبدالله الحسین(ع) نهاد و در حالی که اشک بر گونه­هایش جاری فرمود: «طوبی لأرض تضمنت جسدک الطاهر فان الدنیا بعدک مظلمه و الآخره بنورک مشرقه و اما اللیل فمسهد و الحزن فسرمد او یختار الله لاهل بیت دارک التی انت بها مقیم و علیک منی السلام یابن رسول الله و برکاته؛ چه مبارک است زمینی که بدن مطهر تو را در برگرفته است؛ دنیا بعد از تو تاریک است و آخرت با نور جمال تو روشن و نورانی. بعد از تو شبهای­مان سخت و حزنهایمان طولانی است؛ تا آن زمان که خداوند سر منزلی را که تو مقیم آن شده­ای برای اهل بیت(ع) و خاندانت اختیار کند ای زاده رسول خدا(ص) سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو باد.» آنگاه قبر را پوشانید و با انگشت مبارک روی قبر امام(ع) نوشتند: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابیطالب(ع) الذی قتلوه عطشانا غریبا.» سپس  برادر گرامی­اش -علی اکبر(ع)- را در پایین پای امام(ع) دفن کردند و بقیه هاشمیین و اصحاب را در قبر دیگر در زیر پای امام حسین(ع) دفن نمودند. سپس امام(ع) به همراه بنی­اسد به نهر علقمه رفتند؛ در آنجا با مشاهده پیکر پاک عمویش -عباس(ع)،- خود را بر روی بدن ابوالفضل(ع) افکند و گلوی مبارکش را بوسید. امام(ع) در حالی که به شدت می­گریست، ­فرمود: «علی الدنیا بعدک العفا یا قمر بنی­هاشم و علیک منی السلام من شهید محتسب و رحمة الله و برکاته؛ بعد از تو ای قمر بنی­هاشم خاک بر سر این دنیا؛ و سلام من به تو و رحمت و برکات الهی بر تو باد.» آنگاه برایش قبری حفر کرد و همانند پدر شهیدش به تنهایی او را درون قبر گذاشت و به بنی­اسد فرمود: «کسی با من هست که کمکم می­کند» سپس بدن شریف عباس(ع) را دفن کردند.»[6]این گزارش به وسیله روایتی که از امام رضا(ع) نقل شده نیز تأیید می­شود. راوی می­گوید: «من نزد امام رضا(ع) بودم که علی بن ابی­حمزه، ابن­سراج و ابن­مکاری بر حضرت(ع) وارد شدند. علی پس از گفتگو با حضرت(ع) درباره امامت ایشان، گفت: "از پدران شما برای ما روایت کرده­اند که کار امام(ع) را کسی جز امامی مانند خودش بر عهده نمی­گیرد.[پس چگونه است که پس از شهادت پدر بزرگوارتان امام موسی کاظم(ع) شما حضور نداشتید و متقبّل امر کفن و دفن ایشان نشدید]" امام(ع) فرمود: "بگو ببینیم حسین بن علی(ع) امام بود یا غیر امام؟" گفت: "امام(ع) بود". فرمود: "چه کسی عهده­دار کارش بود." گفت: "علی بن الحسین(ع)" فرمود: "علی بن الحسین(ع) کجا بود." گفت: "در کوفه در زندان ابن­زیاد." امام(ع) فرمود: "چگونه در حالی که زندانی بود عهده­دار کار پدرش گردید." گفت: "دور از چشم آنان رفت و پدرش را کفن و دفن نمود و بازگشت." امام(ع) فرمود: "آن کسی که به علی بن الحسین(ع) امکان داد به کربلا برود و کار پدرش را بر عهده بگیرد به صاحب این امر نیز امکان می­دهد که به بغداد برود و کار پدرش را عهده­دار گردد."»[7]آنچه که در این روایت به صراحت بدان اشاره شده است خارق­العاده بودن حضور امام سجاد(ع) در کربلا و همراهی با بنی­اسد در تدفین شهدای کربلا است.همچنین نقل شده است که به هنگام دفن شهدای کربلا اقوام و خویشاوندان و به نقلی مادر حر بن یزید ریاحی، جنازه او را به محلی که اکنون به آرامگاه حر بن یزید ریاحی معروف است بردند و در آنجا دفن نمودند.[8] همچنین نقل است طایفه بنی­اسد راضی نشدند که پسر عم خویش - حبیب بن مظاهر - با دیگر یاران امام(ع) دفن شود از این­رو او را در جایی جدا از دیگران و در محلی در بالا سر امام(ع) که امروز به قبر حبیب شناخته شده است دفن کردند.[9]


[1]-البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977، ج3، ص205؛ الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967،ج5، ص455؛ المسعودی، علی بن الحسین؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، 1409، ج3، ص63 و ابن­شهرآشوب؛ مناقب آل­ابیطالب، قم، علامه، 1379ق، ج4، ص112.

[2]-المقرم، عبد الرزاق الموسوی ؛ مقتل الحسین(ع)، بیروت، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ پنجم، ص1979، ص319.

[3]-البلاذری، پیشین، ص205؛ الطبری، پیشین، ص455؛ المسعودی، پیشین، ص63 و ابن­اثیر، علی بن ابی­الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، 1965،ج4، ص80.

[4]-سید بن طاوس؛ الملهوف علی قتلی الطفوف، جمع آوری عبدالزهرا عثمان محمد، قم، المعد، چاپ اول، 1988، ص107.

[5]-شیخ مفید؛ الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص1413، ج2، ص114و طبرسی؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، 1390ق، ج1، ص417.

[6]-المقرم، پیشین، صص319-321.

[7]-کشی، محمد بن عمر؛ رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ش، صص463-464 و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(ع)، تهران، اسلامیه، بی­تا،ج45، ص169

8]-الامین، محسن؛ اعیان الشیعه؛ تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، بی­تا،ج1، ص613 و المقرم، پیشین، صص321.

[9]- الامین، پیشین، ص613.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مصطفی قنادزاده  | 

1. «ابو قحافه» لقلب كدامیك از خلفا است؟
2. كدام خلیفه داماد پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ بود؟
3. كدام خلیفه بود كه به حضرت علی ـ علیه السلام ـ گفت: از مردم برای من مهلت بگیر؟
4. كدام خلیفه در جنگ با روم و ایران با حضرت علی ـ علیه السلام ـ مشورت كرد؟
5. حضرت علی ـ علیه السلام ـ كدام خلیفه را تشبیه به شتر سوار سركش می‌كند؟
6. حضرت علی ـ علیه السلام ـ كدام خلیفه را به شتر پرخور و شكم برآمده تشبیه می‌كند؟
7. حضرت علی ـ علیه السلام ـ نسبت خود را به خلافت به چه چیزی تشبیه می‌كند؟
8. جمله«لقد تقمصها فلان ...» در خطبه شقشقیه انتقاد به كدامیك از خلفا می‌باشد؟
9. حضرت علی ـ علیه السلام ـ دو صفت«خشونت» و«شتابزدگی و اشتباه» را برای كدام یك از خلفا در خطبه شقشقیه ذكر می‌كند؟
پاسخ ها:
1. ابو قحافه لقب«ابوبكر» می‌باشد.
[1]
2. عثمان(خلیفه سوم).
حضرت علی ـ علیه السلام ـ در مورد عثمان می‌فرماید: «تو از نظر دامادی پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ به مرحله‌ای رسیدی كه آن دو(ابوبكر و عمر) نرسیدند.»
[2]
3. عثمان.
[3]
4. خلیفه‌ای كه در جنگ با روم و ایران با حضرت علی ـ علیه السلام ـ مشورت كرد، «عمر» بود.
5. عمر.
[4]
6. خلیفه سوم(عثمان)
[5]
7. حضرت علی ـ علیه السلام ـ نسبت خود را به خلافت، نسبت سنگ وسط آسیاب به آسیاب تشبیه می‌كند.
[6]
یعنی همانطوری كه دوران و گردش آسیاب قائم به آن سنگ و میخ آهنی وسط است و بدون آن خاصیت آسیابی ندارد. همچنین خلافت بدست غیر من زیان دارد مانند سنگی كه در گوشه‌ای افتاده در زیر دست و پای كفر و ضلالت لگد كوب شده.
8. ابوبكر.
9. عمر. حضرت علی ـ علیه السلام ـ در صفات عمر خلیفه دوم می‌فرماید: «فصیرها فی حوزه خشناء یغلظ كلمها و یخشن مسها و یكثر العثار فیها و الاعتذار منها».
[7]
«ابوبكر زمام خلافت را در اختیار كسی قرار داد كه جوی از خشونت، سختگیری، اشتباه و پوزش طلبی بود.»


[1] . خطبه 164، شماره 3. [2] . خطبه 164، شماره 3. (عثمان، رقیه و ام كلثوم را كه بنابر مشهور دختران پیغمبر بودند به همسری خود درآورد. ابتدا با رقیه ازدواج كرد بعد از چند مدتی آن مظلومانه وفات نمود. سپس ام كلثوم را بجای خواهر به تزویج عثمان در آوردند). [3] . خطبه 164، شماره 11. [4] . خطبه 3، شماره 7. [5] . خطبه 3، شماره 10. [6] . خطبه 3(شقشقیه). [7] . خطبه 3، شماره 6

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مصطفی قنادزاده  | 
متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...    
21 بهمن 1386,ساعت 13:51:12

مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم ...این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!


 

متن سوال: بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت! شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.

 اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.

 

جواب استفتاء:

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

و بعد ... مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم و گوشت قربانی او را نمی خورم ؛ زیرا این رافضیان غالبا مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند ، یا دلیلی برای آنچه که می گویند ، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد. ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست الخ... عقیده آنان نفاق است.

خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

22/3/1412 هجری.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مصطفی قنادزاده  | 
حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوكانى در كتاب «نیل الاوطار» شوكانى در كتاب «نیل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گوید: به تحقیق عده‏اى از اهل‏علم افراط ورزیده، چنان حكم كردند كه: «حسین(ع)نوه پیامبر كه خداوند از او راضى باشد. نافرمانى‏یك آدم دائم الخمر را كرده و حرمت‏شریعت‏یزید بن معاویه را هتك‏كرده است.» خداوند لعنتشان كند، چه سخنان عجیبى كه از شنیدن‏آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد. تفتازانى در كتاب «شرح العقاید» تفتازانى در كتاب «شرح العقاید» مى‏نویسد:حقیقت این است كه رضایت‏یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت كردنش به اهل‏بیت پیامبر(ص)از اخبارى است كه‏در معنى متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره‏مقام یزید بلكه درباره ایمان او كه لعنت‏خدا بر او و یارانش‏باد. توافقى نداریم. جاحظ جاحظ مى‏گوید: منكراتى كه یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم‏ساختن كعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و كینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت مى‏كند. بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و كسى كه از لعن او جلوگیرى‏كند، نیز ملعون است. ابن حجر هیثمى مكى در كتاب «الصواعق المحرقه‏» ابن حجر هیثمى مكى در كتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‏نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود كسى كه خداوند او را در قرآن لعن كرده است. آنجا كه مى‏فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم‏اولئك الذین لعنهم‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟! عبدالرزاق مقرم در كتاب «مقتل الحسین‏» عبدالرزاق مقرم در كتاب «مقتل الحسین‏» مى‏گوید: به تحقیق‏گروهى از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سیوطى در مورد كفر یزید نظر قطعى داده‏اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏اند. مولف كتاب «شذرات الذهب‏» مى‏نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد كه در یكى تلویح و در دیگرى تصریح به لعن‏او مى‏كند. مالك و ابوحنیفه نیز هر كدام هم‏تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت كرده‏اند; و به راستى چرا این‏گونه نباشد و حال‏آنكه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود. شیخ محمد عبده شیخ محمد عبده مى‏گوید: هنگامى كه در دنیا حكومت عادلى وجوددارد كه هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏حكومتى ستمگر است كه مى‏خواهد حكومت عدل را تعطیل كند، بر هرفرد مسلمانى كمك كردن حكومت عدل واجب است; و از همین باب است‏انقلاب امام حسین كه در برابر حكومت‏یزید كه خدا او را خواركند. ایستاد. سبط بن جوزى از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز كرده است، ما نیز به خاطر جنایاتى‏كه درباره پسر دختر رسول خدا مرتكب شد، او را دوست نداریم; واگر كسى به این حد راضى نمى‏شود، ما هم مى‏گوییم اصل، لعنت كردن‏یزید است. امام شافعى حادثه كربلا چنان در قلوب نفوذ كرد كه بسیارى از بزرگان اهل‏تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازكردند. امام شافعى كه در دوستى اهل‏بیت زبانزد است. درباره‏نهضت كربلا چنین سروده است: قتیل بلا جرم كان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاك عجیب لئن كان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلك ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب حسین(ع)كشته‏اى بى گناه است كه پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است كه از یك طرف به آل پیامبر درودمى‏فرستیم و از سوى دیگر فرزندانش را به قتل مى‏رسانیم و اذیت‏مى‏كنیم! اگر گناه من دوستى اهل‏بیت پیامبر است، پس من هیچ‏گاه از آن‏توبه نمى‏كنم. اهل‏بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبت‏به آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مصطفی قنادزاده  |